یکشنبه, 29ام مهر

شما اینجا هستید: رویه نخست جشن‌ها و گردهمایی‌ها ایران پژوهی گردشگری تهران‌نامه - از جلیل آباد تا چاله میدان

جشن‌ها و گردهمایی‌ها

تهران‌نامه - از جلیل آباد تا چاله میدان

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

نیکو گرشاسبی نیا

قدم زدن در خیابانهای پر هیاهوی تهران بسیار زیبا دلچسب است وقتی به دنبال آثاری از قدیم تهران می گردید. جلیل‌آباد یکی از خیابان‌های تاریخی و پررفت و آمد تهران است که در جوار بازار قرار گرفته است. مهمترین جذابیت این حدود همان راسته بازار تهران هست که عمدتا برای خرید بدان سو می‌روید. رفتن به این قسمت از شهر برای خرید کردن بسیار متفاوت‌تر از زمانی است که با نگاهی گردشگری در آن گشت می کنید.


جلیل آباد

خیابان خیام که در کتب تاریخی جلیل آباد می خوانیمش منسوب به سرهنگ و امیرآخور سرحدات آذربایجان بود که خانه‌اش در این راسته قرار داشت. اینجا همان محله ایست که در عصر محمدشاه به نام باروت‌خانه خوانده می شد. خیام همان خیابانی است که از آن به عنوان یک کوچک راه پرخطر در کتب یاد شده که به سمت میدان پاقاپوق می رفت. این خیابان امروز یکی از راههای اصلی شهر تهران و بسیار پر رفت و آمد است. روزها  موتوری ها به سرعت در خیابان حرکت می کنند و باربرها، چرخی ها، کسبه و مردم پیاده روها را پر کردند و به عجله در رفت و آمد هستند. شکل آن درست همانند خیابان‌های پر ازدحامی است که شاید فقط باید به سرعت از آنها عبور کرد  اما اگر خوب نگاه کنید در گوشه و کنار این خیابان هم می شود اثری از قدیم پیدا کرد. مانند خانه های متروکه با دربها و سردرهای قدیمی که هنوز حال و هوای تهران قدیم را زنده می کنند.


بازار تهران

از همین خیابان تاریخی جلیل آباد می شود به چندین مسیر وارد بازار شد. بازاری که گم شدن در راسته هایش بسیار معمول است. در این بازار خبری از حجره های قدیمی با دیوارهای جسیم و دربهای گره چیینی نیست. دیگر راسته های به کسب مخصوص خوب مشغول نیستند. از تزیینات در و دیوار تیمچه ها چیز زیادی بر جای نمانده اما هنوز المانهایی دارد که تهران قدیم را زنده کند و مرکزی باشد برای خرید، گردش و لذت بردن.

 در هر راسته اجناسی فروخته می شود و ازدحام جمعیت به قدری است که براحتی نمی شود مسیرها را  در خاطر سپرد. بازار را قلب تپنده شهر می نامند و به واقع نیز همینطور است. این روزها که مدرنیته عالم گیر شده هنوز راسته های سنتی بازار تهران حال و هوایی دیگر دارد. می شود به آرامش وارد راسته های بازار شد و به هر سو قدم زد و از هر مغازه ای چیزی خرید یا صرفا به تماشای آن هیاهو پرداخت. می شود با نگاهی گردشگری نیز به این راسته ها وارد شد و پرسان پرسان محله های قدیمی و قسمت های تاریخی را پیدا کرد.


امامزاده‌ها

در راسته بازار امامزاده های بسیاری نیز وجود دارند. امامزاده سید ولی،زید و سید اسماعیل از آن جمله‌اند. نزدیک به خیام امامزاده‌ای هست که شاید دیگر از کاشی های قدیمش چیز زیادی نمانده باشد که به چشم بیاید اما هنوز سر در آن کتیبه‌ای دارد که از عهد ناصری است. می شود این امامزاده را هم از نقاط گردشگری حساب کرد. امامزاده ای که در راسته خیاطان قرار دارد و به سهولت می توان از چند راسته گذر کرد و خود را به آن رسانید. بر اساس کتاب تاریخ جغرافیای تهران این بقعه سومین بقعه تاریخی و متبرک تهران محسوب می شود که در دوره سلطنت صفویه در تهران قرار داشته و بعدها با گسترش شهر، بقعه قدیمی برداشته و بقعه جدیدی بر روی مزار نصب و کار شده است. داخل بنا یکسر آیینه کاریست. در همان کتاب آمده است که اولین آیینه کاریها به زمان کامران میرزا صورت گرفت و بعدها مرمت شد. در کنار این بقعه مزار لطفعلی خان زند قرار دارد که هنوز نامش را می شود در کنار عکسش بر روی مقبره اش خواند. شاهی که مدت صدارتش طولی نداشت و بزودی و در جوانی به دست دشمنانش کشته شد.


قدم زنان

در بازار قدم زدن به دید گردشگری هیجان انگیز است.  اینکه راسته ها را پیدا کنیم و بی پرس و جو بتوانیم خود را به دیدنی های دیگر برسانیم بسیار جذاب هست. راسته هایی که از عناصر مهم بازار محسوب می شوند و هر کدام نامی دارند که مناسب کسب و کار قدیم خود بوده است همانند راسته زرگرها یا آهنگران، مسگران.


مساجد بازار

در راسته بازار تهران مساجد بسیاری هست که زیباست و قدمت تاریخی دارد. یکی از مساجد نزدیک به خیام همان مسجد آذربایجانی هاست که هنوز کتیبه اصلش را بر سردرش دارد و داستانی دارد که می شود در کتابهای تاریخی خواند. داخل این مسجد کاشیکاری های اعلا و خوبی از دوره قاجار دارد که دیدن را برای گردشگر دلچسب تر می کند. از مساجد تاریخی دیگر راسته بازار تهران می شود به مسجد جامع، عتیق، بهبهانی، میرزا موسی..... اشاره کرد که هر کدام از لحاظ ساخت، تزیینات، تاریخچه، کتیبه و همینطور وقایع تاریخی .. حرفهایی برای گفتن دارند.


چهارسوق

یکی از اجزای دیگر بازار چهارسوق‌ها هستند که محل تلاقی راسته های بازارند. در تهران چهارسوق بزرگ را داریم که هنوز قسمتی از تزیینات کهن خود را بر کناره های تاقی دارد. چهارسوق ها داستانهای جذابی دارند که یکی از آنها داستان بسط نشستن داروغه است به وقت کنترل بازار به هنگام تاریکی. باید رفت و دید. باید نشست و خواند.


چایخانه حاج علی درویش

کیست که این چایخانه کوچک را کنار مسجد عبدالله خان در راسته ساعت فروشها نشناسد. قهوه خانه ها یکی از ملزومات یک بازار بود. همان قهوه خانه هایی که حیاط مصفایی داشت که محلی بود برای گرد هم آمدن کسبه و پاتوقی بود برای جمع شدنها و ساعت گذراندنها. همان جایی که درش فعالیت هایی چون نقالی، شعر خوانی، شاهنامه خوانی و انواع بازی صورت می گرفت و برخلاف آنچه ممکن است تصور شود کاری بود حساب شده که چند نفر در گرداندن آن دخیل بودند و هر کدام به کار خود مسلط. امروز این چایخانه  کوچک که نه حیاط دارد نه بازی در آن صورت می گیرد یکی از مقاصد گردشگری بازار هست. پس از گشتی در بازار بزرگ تهران نوشیدن چایی قند پهلو بسیار می چسبد که حاج کاظم در چایخانه  کوچک حاج علی درویش آنرا به گردشگران ارائه می کند و خستگی را از جانشان بدر می کند.


چاله میدان

آهسته و پیوسته که بروید، از راسته های متعدد که بگذرید، اگر راه را بلد باشید، می توانید سر از چاله میدان در بیاورید که محله ای مسکونی بود که شامل محله گذر خانم، سرپولک و سرجنبک میشد. اینجا به  محله سرپولک می رسید که دیدنی هایی دارد. از جمله آن دیدنی ها خانه چمران هست که یکی از خانه های قدیمی بجای مانده از چاله میدان قدیم هست که مرمت شده و محلی است برای دمی آساییدن. می شود بر پله های خانه نشست و ساعتها به حوض فواره دار وسط حیاط خیره شد و به ذهن استراحت داد. می شود نگاه به اطراف خانه کرد و از سکوت و آرامشش لذت برد. می شود از تفاوت آرامش داخل بنا و شلوغی خارج بنا سر شوق آمد.

در همین محل می توانید به دیدن امامزاده سید اسماعیل بروید که بسیار نزدیک است. می توانید از نان های شیرمال  کوی سرپولک خریده کرده و گرسنگی حاصل از یک پیاده روی را رفع کنید. می توانید نگاهی به مسجد بهبهانی بیندازید و به دقت به دنبال قدمت بنا باشید که آن نیز از مساجد تاریخی است. می توانید اگر خسته شدید گشت را تمام کرده و از پانزده خرداد به سمت مترو و خانه راهی شوید یا اگر هنوز جانی دارید به سمت مولوی یا امامزاده یحیی رفته و از آن محلها هم دیدن کنید.
 می توانید تهران را بگردید، نگاهی نو به این شهر کنید و از آن لذت ببرید.
می توانید با گردش در شهر تهران از کنار هیاهوها و دغدغه هایش بگذرید و زیبایی هایش را ببینید و در نتیجه دوستش داشته باشید
تهران را باید دید.

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

در همین زمینه