دوشنبه, 26ام آذر

شما اینجا هستید: رویه نخست جشن‌ها و گردهمایی‌ها مهر ماه مهر ایزد پیمان

جشن‌ها و گردهمایی‌ها

مهر ایزد پیمان

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 


پیمان حریقی

مهر ایزد پیمان است
مهر روشنایی جهان است
مهر پگاه آسمان است
مهر تلالو خورشید است
مهر ایزد دوستی است

 

در باب مهر ، مهر پرستی و آیین میترائیسم از نقطه نظر اسطوره شناسی ، تاریخ و معرفت شناسی و رابطه آن با اسطوره قیام کاوه و فریدون و تاثیر بر آیین مسیحیت و یا فلسفه اشراق و مواردی از این دست، تاکنون آثار بسیاری ارائه شده است در این نوشتار کوشش شده است صرفا به رابطه این کهن الگو (آرکی تایپ) با مفهوم پیمان و پیمان شکنی پرداخته شود. در پایان به سبب تطابق انتشار این نوشتار با جشن مهرگان نگاه گذرایی به آداب این جشن در ایام کهن خواهیم داشت.
آنچه که امروزه «مهر» میخوانیمش در کتیبه های هخامنشی «میثره» و در سانسکریت «میتره» یا میترا گویند  ، یکی از ایزدان (فرشته) نزدیک به اهورامزدا ست، واسطه ست میان پروردگار و آفریدگان.

برخلاف پندار، مهر در هیات خورشید نمایان نمی‌شود، بلکه روشنایی و انوار زرین خورشید است، مهر پگاهی‌ست درخشنده که از پس کوه هرا (البرز) ظهور می‌کند، اهورامزدا زیباترین و بلندترین جایگاه را به او اختصاص داده است جایگاه او آسمانی‌ست. در بند سیزدهم از مهریشت آمده است: «نخستین ایزد مینوی که پیش از دمیدن خورشیدِ جاودانه تیزاسب، بر فراز البرز برآید. نخستین کسی که آراسته به زیورهای زرین از فراز آن کوه زیبا سر بر می آورد»

پیش از نهضت زرتشت ، مهر خداوند بزرگ اقوام کهن آریایی بود و پرستش مهر آداب خاصی داشت ، این زرتشت بود که مهر را از جایگاه خدایی به ایزدی، یعنی یکی از صفات اهورامزدا ، تنزل داد. بگونه ای که در اوستا یکی از زیباترین و دلنشین‌ترین بخش از یشتها ، مهر یشت است که به این ایزد اختصاص داده شده است.

«مهر در اوستا از ایزدان بزرگ به شمار است. شک نیست که پیش از برانگیخته شدن وخشور زرتشت از خداوندان بزرگ ایران بود، چون پایه دین زرتشتی بر یکتاپرستی است ، این است که گروهی از این خدایان گمراه کننده خوانده شدند ، مهر که ستایش وی نزد ایرانیان رگ و ریشه داشت پس از چندی دگرباره در نامه دینی ایرانیان به نیکی پذیرفته شده ، اما یک مُهر زرتشتی بر وی خورد. در همان آغاز مهریشت که سرود بسیار دلکشی ست گفته شده : مهر آفریده اهورامزدا ست یعنی دیگر آن خداوند پارینه نیست ، چنان که میدانیم مهر در دین زرتشتی از فرشتگان به شمار میرود. مهر که جشن مهرگان بدو منسوب است ، یکی بزرگترین ایزدان و نزدیکترین آنان به اهورامزدا ست بگونه ای که در یشت ها از اوستا، بخشی مفصل به مهر اختصاص یافته است.»

مهر همپایه و هم مقام اهورامزدا  است و در نخستین بند از مهریشت به این نکته اشاره شده است « او را در شایستگیِ ستایش و در برازندگیِ نیایش برابر با خود ، که اهورامزدایم آفریده ام» 

مهر در گاتها (سروده های زرتشت) فقط یکبار در هات 46 بند 5 ام به معنای پیمان و پیوند و دوستی آمده است و در فرگرد 4 وندیداد به همین معنا بارها تکرار شده است

جیمز دارمستتر شرق شناس قرن نوزدهم در تتبعات ایرانی مهر را به معنی دوستی و محبت آورده است ( به نقل از پورداود ) پس از او ژرژ دومزیل فرانسوی مهر را خدای پیمان و حامی درستکاران میداند.  
چون دوستی بی عهد و وفا و پیمان ، سست و بی بنیان میشود مهر نظاره‌گر بر دوستی و پیمان است ، مهر هزار چشم و هزار گوش دارد تا پیمان شکنان را عقوبتی سخت دهد.
چنانچه پیمانی بسته شد ، باید بر پیمان باقی ماند و عهد نشکست ، چه این پیمان با درستکاران باشد چه با نابکاران و درووندان]بدکرداران و دروغگویان[.
اهورامزدا به زرتشت چنین می‌گوید:«ای سپیتمان ، مبادا که پیمان بشکنی ، نه آن پیمان که با یک درووند بسته ای و نه آن پیمان که با یک اشون بسته ای ، چه پیمان با هر دو آنان درست است ، خواه با درووند خواه با اشون»  
ایزد مهر به عنوان یک داور و مجری عدالت و موکل بر پیمان و عهود مردم که با دقت و وسعت عملی نظارت در دایره عمل خود می‌نماید شناخته میشود. مهر را باید ستود چون سرسخت ترین دشمن دروغ و دروغگویان و پیمان شکنان است ، مهر بسیار نامور و در بزرگی برتر از آسمان و در شکوه نیز برتر از زمین است .
در هر بخش از اوستا صفت مهردوروچ به معنای پیمان‌شکن است.  میثردروچ که به معنای تحت الفظی دروغگویی به مهر میباشد در همه جا پیمانشکنی از آن اراده میگردد.
در یکی از مکتوبات باقی مانده در زبان پهلوی با عنوان «اندرز دانایان به مزدیسنان» آمده است : با خویشاوندان ، دوستان و مردم خارج از دین ، مهردورجی مکنید برای خاندان و پیوند خویش ، با اندیشه بد ، گفتار بد ، کردار بد بیهوده مهردروجی مکارید.

مهر کسانی را که به او دروغ گویند و عهد و پیمانی ببندند که به آن وفا نکنند در سراسر قلمرو و مملکت هرجایی که باشند تعقیب کرده و به کیفر می رساند پیمانی که بسته میشود محترم است خواه با یک مزداپرست باشد و خواه با یک دیوپرست  و در عوض ایزد مهر همواره به کسانی که به پیمانشان وفادار باشند یاری میرساند.

مهر ، آن فروغ ایزدی ، آن پگاه آسمانی بلند جایگاه ، به پایمردان به پیمان و آنان که پیمان نشکنند «توانگری ، زور ، پیروزی ، خرمی ، بهروزی ، دادگری ، نیک نامی ، آسایش روان ، توان شناخت» میبخشد.
در فرگرد چهارم وندیداد که مفصلا از معاهده بستن و در آن پایدار ماندن و یا شکستن آن و گناه و سزای پیمان شکن و اقسام معاهدات و شروط آنها صحبت میشود کلیه کلمه میثره به معنای عهد و پیمان آمده است در یشت دهم که مخصوص این فرشته است بسا کلمه مثرَ بحای عهد و میثاق آمده است.

در سانسکریت هم میترا به معنای دوستی است و در وید برهمنان مانند اوستا پروردگار روشنایی و فروغ است . میترَ در وید برهمنان مانند میثرَ در اوستا پاسبان راستی و پیمان است.
سعدی در سه غزل مجزا رابطه میان مهر با پیمان را نشان داده است

من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی              عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی
اگر چه مهر بریدی و عهد بشکستی                    هنوز بر سر پیمان و عهد و سوگندم
نبایستی هم اول مهر بستن                      چو در دل داشتی پیمان شکستن


در آداب مهرگان

 

میدانیم که در ایام باستان هر روز نامی خاص خود را داشت روز اول هر ماه را اورمزد و دومین آن بهمن و واپسین روز ماه انارام نامیده میشد.
اگر نام ماه با نام روز منطبق میگردید جشنی برپا میشد ؛ و این جدای از جشنهایی دیگری چون نوروز و چله و سده و شش جشن گاهنبار (مربوط به شش مرحله آفرینش) بود.
بدین ترتیب در روز مهر از ماه مهر جشن مهرگان برگزار میشود.
مسعود سعد سلمان در آغاز قصیده ای آورده است:

به روز مهر و ماه مهر و جشن فرخ مهرگان                        مهر بفزا ، ای نگار مهرچهرِ مهربان

در ایام باستان مهرگان هم پای و هم ارج نوروز بود ، هر دو آغازگر فصلی نو بودند مهرگان سرآغاز سرما و نوروز پیشاهنگ گرما بود.

در بسیاری از آثار مکتوب نویسندگان یونانی و رومی پیش از اسلام و ایرانی و عرب پس از اسلام ، در باب مهرگان و آداب این جشن سخنها رانده شده است ، ابوریحان در التفهیم و در آثارالباقیه ، المسعودی در مروج الذهب ، ابن اثیر در تاریخ کامل ، جاحظ بصری در محاسن الاضداد و بسیاری دیگر، همچنین بعدها ایران‌شناسان و شرق شناسان ایرانی و غربی از این آیین کهن بسیار نامبرده اند. در زیر به مواردی که کمتر مورد توجه قرار گرفته یعنی تاریخ بیهقی و التاج جاحظ و غرر الخبار ثعالبی نیشابوری و سیرالملوک خواجه نظام الملک اشاره هایی خواهیم داشت ، توجه نگارنده به این موارد بدین سبب بود که از نقطه نظر سیاسی اهمیت ویژه ای در باب شیوه حکمرانی و حکومت‌ورزی دارند.
جاحظ در قرن سوم هجری در کتاب التاج که شرحی ست بر آیین کشورداری در ایران ، می‌آورد که در هنگامه نوروز و مهرگان هر کس از مردم هرآنچه را که در توان داشت به ارمغان نزد پادشاه می‌فرستاد حتی اگر ناچیز ( سیب یا ترنج ) باشد ، این هدایا در دفتر دیوان ثبت میشد ؛ در عوض، در هنگامه سختی و تنگدستی میتوانست پاداشی نیکو دریافت نماید « چنان بود که هیچ ارمغانی از پاداش تهی نمی‌ماند ، تا آنجا که اگر ]دیوان شاهی[ هدیه آن مرد را ، صلتی نداده یا وی را به هنگام حاجت دستگیری نکرده بودند ، بر او واجب بود که به دیوان دربار بیاید و پاداش خود را بخواهد ....» 

جاحظ در جایی دیگر می آورد: « آیین اردشیر بابکان ، بهرام گور و انوشیروان به نوروز و مهرگان بر این بود که از پوشیدنی‌های گرانبها آنچه در خزانه می‌داشتند می‌بخشیدند و میان تمام طبقات مردم تقسیم می‌کردند و از آن جمله سهمی به نزدیکان می‌دادند و بهره ای نیز به یاران و بستگان ایشان عطا می‌فرمودند و این معنا را اعلام می‌کردند که چون زمستان در آید پادشاه از جامه های تابستانی بی نیاز است و چون تابستان در رسد از جامه های زمستانی مستغنی است و شاه را سزاوار نبود که چون مردم عادی آنچه دارد انبار کند و از بخشش آن دریغ نماید و برین نشان همه ساله به مهرگان جامه های ابریشمی پوشیده و نگارین و دوپود  به بر می‌کرد و از آن پس آنچه از تابستان بجای مانده بود همه را می‌بخشید و به نوروز نیز جامه های نازک به بر میکرد و آنچه زمستانی بحای مانده بود به دیگران برگذار میفرمود»

ثعالبی در غررالاخبار ملوک فرس نقل میکند که موبدموبدان در هنگامه جشن مهرگان دو عدد زغال سوخته در طبقی از طلا برای خسرو میفرستد و در این حکایت ، موبدموبدان تلاش میکند اندرزهایی را به پادشاه گوشزد کند.

وزیر دانشمند و صاحب تدبیر سلجوقی ، خواجه نظام الملک ، مینویسد : «رسم ملکان عالم عجم چنان بود که روز مهرگان و روز نوروز پادشاه عامه را بار دادی و هیچ کس را بازداشت نبودی و ... » خواجه شرح میدهد که چند روز پیش از جشن مهرگان و نوروز در شهرها جار زده میشد که هر کس اگر دادی و تظلمی دارد نوشته و به دربار رساند ، و اگر کسی مانع دیگری شود «ملک از خون او بیزار است» ، ملک تک تک دادخواهی ها را میخواند و اول از همه به کسی رسیدگی میکرد که از پادشاه شکایتی داشت  «هرکس را با ملک خصومتی هست همه به یک سو بایستند تا نخست کار شما بگزارد» سپس ملک به موبد موبدان میگفت «هیچ گناهی نیست نزد ایزد تعالی بزرگتر از گناه پادشاه ؛ و حق گزاردن پادشاهان نعمت ایزد تعالی را ، نگاه داشتن رعیت است و داد ایشان دادن و دست ستم‌کاران از ایشان کوتاه کردن ، پس چون ملک بیدادگر باشد لشکر همه بیدادگر شوند ....»

جاحظ در قرن سوم هجری میزیست ، در این ایام در کتاب خود ، التاج ، سخن از امرای سلسله طاهری می آورد که جشن مهرگان را برگزار میکردند «آنچه می‌دانیم این است که در عصر اسلامی تنها کسی که در این باره از پادشاهان ساسانی تقلید میکرد عبدالله بن طاهر بود. محمد بن حسن به مصعب چنین نقل میکند که عبدالله به جشن نوروز و مهرگان در خزانه خود یک پیراهن نماند و آنچه داشت از خزانه بیرون آورد و به مردم داد و این خود یکی از فضائل آن مرد بود» .
ابوالفضل بیهقی نیز در چند مورد گزارشی از برگزاری جشن مهرگان در دربار مسعود غرنوی میدهد :« روز آدینه شانزدهم ذوالقعده ]426[ مهرگان بود، امیر رضی الله عنه بامداد به جشن مهرگان بنشست ،اما شراب نخورد ، نثارها و هدیه ها آوردند از حد و اندازه گذشته ، پس از نماز ، نشاط شراب کرد و رسم مهرگان به تمامی بجای آورد»

 

فرخی سیستانی قصیده سرای عهد غزنویی نیز آورده است:

به فرخی و به شادی و شاهی ، ایران‌شاه           به مهرگانی بنشست بامداد پگاه

همچنین بیهقی در ذیل بیست و چهارم ذی القعده سال 427 شرحی بر مهرگان داده است.

اگرچه امروزه مهرگان در ایران کم رنگ شده است ، اما همه مردم ایران در هنگامه فرارسیدن نوروز این عادت را به یادگار دارند که به تهیه و خرید جامه های نو میکوشند ، خرید و تهیه لباس و جامه های نو در پیش از فرا رسیدن نوروز ریشه در همین سنت باستانی دارد.

منوچهری آورده است :

برخیز هان ای جاریه ، می درفکن در باطیه                    آراسته که مجلسی از بلخ تا ارمینیه
آمد خجسته مهرگان، جشن بزرگ خسروان                      نارنج و نار و ارغوان ، آور از هر ناحیه

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

در همین زمینه