سه شنبه, 30ام آبان

شما اینجا هستید: رویه نخست نام‌آوران ایرانی کوروش بزرگ ریشه‌های آزاد اندیشی کورش بزرگ

کوروش بزرگ

ریشه‌های آزاد اندیشی کورش بزرگ

دکتر علی علی بابایی درمنی

 

كوروش بزرگ

 

گذشته از تحولات عمدۀ سیاسی که با فرمانروایی کورش بزرگ، یعنی برپایی بزرگترین شاهنشاهی جهان باستان و گذر از عهد عتیق به دوران باستان، می‌بینیم، در دوران این شاهنشاه بزرگ شاهد تحولات اخلاقی نیز در جهان باستان می‌باشیم، که به ویژه از نگاه مردم میان رودان که تا آن روزگار تحت حکومت شاهان مستبد می‌زیستند، بدعتی شگفت انگیز بود. بازتاب رفتار انسان‌مدارانه کورش بزرگ با ملت‌های مغلوب را می‌توانیم در تورات ببینیم، جایی که از کورش بزرگ به مانند یک پیامبرتجلیل می‌شود: «خداوند به مسیح خویش، یعنی کورش که: دست راست او را گرفتم تا به حضور وی امت‌ها را مغلوب سازم و کمرهای پادشاهان را بگشایم، تا درها را به به حضور وی مفتوح نمایم و دروازه‌ها دیگر بسته نشود، چنین می گوید: که من پیش روی تو خواهم خرامید، و جای‌های ناهموار را هموار خواهم ساخت، و درهای برنجین را شکسته و پشت بندهای آهنین را خواهم برید و گنج های تاریکی و خزاین  مخفی را به تو خواهم بخشید.» (اشعیا، باب 45، بند 3-1)  و همچنین: « [خداوند] در باره کورش می گوید: او شبان من است و شادی مرا تکمیل خواهد کرد.» (اشعیا، باب 44، بند 28)

یکی از مهمترین آثار یافت شده که گویای رفتار نیک این شاهنشاه هخامنشی با ملت‌های مغلوب می باشد، استوانه کورش بزرگ است که در بابل یافت شده است، چنانچه شاهرخ رزمجو اشاره می کند: «این استوانه امروزه برای ایرانیان ارزشی نمادین پیدا کرده است که باورهای اصیل ایرانی و احترام به حقوق انسانی توسط نیاکانمان را به نسل امروز نشان می دهد.» (رزمجو، 1389، ص17) در این استوانه، کورش بزرگ در مورد سلوکش با ملت‌هایی که تحت حکومت هخامنشیان بودند، چنین می گوید: «خستگی هایشان را تسکین دادم، از بندها رهایشان کردم. مردوک سرور بزرگ، از رفتار [نیک من] شادمان گشت.» ( استوانه کورش بزرگ، بند 26، به نقل از: رزمجو، 1389، ص 65) و در جایی دیگر چنین می گوید:« من همۀ سرزمین ها در صلح قرار دادم.» ( همان، بند 36، ص 66) مردوک نیز گفته های کورش بزرگ را تصدیق می کند:« [کورش] به دادگری و راستی، شبانی کرد. مردوک سرور بزرگ، که پرورنده مردمانش است به کارهای نیک او و دل راستینش به نیکی نگریست.» ( همان، بند 14، ص 64)

یکی از مهمترین نمودهای منش انسانی کورش بزرگ، آزاد اندیشی آن مرد بزرگ است. تجلی این آزاداندیشی را هم می‌توانیم در رها کردن ملت‌های تحت ستم از قیود بندگی، و هم در آزاد نهادن ملت‌های تحت حاکمیت هخامنشیان در انجام آیین‌های دینی‌شان ببینیم. همانطور که کورش بزرگ خود در استوانۀ کورش به آن می گوید او «یوغ» بندگی را از روش ملل تحت ظلم و ستم برداشت و خستگی هایشان را تسکین داد و در سرزمین‌هایشان صلح برقرار کرد. یک منابع بابلی یعنی «روایت منظوم» اینچنین از آزادی بخشی کورش بزرگ تجلیل می کنند: « اکنون به ساکنان بابل قلبی شاد داده شد، آنان همچون زندانیانی هستند که درهای زندان بر رویشان گشوده شد است. به کسانی که گرفتار ستم بودند، بار دیگر آزادی عطا شده. همگان از دیدن او به عنوان پادشاه دلشادند.» ( همان، ص 71)

 از دیگر سو کورش با رفتاری که بیانگر رواداری بی و حصر او می باشد، نه تنها از آزادی های دینی را در بابل حمایت می کند، بلکه در بازسازی برخی از پرستشگاه های بابل خود پیشقدم شد: «جایگاه‌های مقدس آن سوی دجله که از دیرباز محراب هایشان ویران شده بود، خدایانی را که درون آنها ساکن بودند، به جایگاه هایشان بازگرداندم و آنها را در جایگاه های ابدی خودشان نهادم. همه ی آن خدایان را گرد آوردم و به سکونت گاه هایشان بازگرداندم.» ( همان، بند 32-31، ص 66)

حال باید ببینیم، سر منشاء رواداری کورش بزرگ که ناشی از آزادمنشی این پادشاه بزرگ هخامنشی می باشد، چیست؟ به بیان دیگر شوند تحول شگرفی که در دوران کورش بزرگ در شیوۀ زمامداری به وجود می آید، چیست؟ چگونه به یکباره فرمانروایی آزاداندیش در جوامع مستبد میان رودان ظهور می کند؟ پاسخ این پرسش را باید در جهان بینی ایرانیان هخامنشی جستجو کنیم که به بهترین وجه ممکن در فرمانروایشان تجلی کرده است. بدون تردید «سرشت قدرت» و «نماد مشروعیت» کورش با فرمانروایانی که پیش از او بر قلمروی حکومتش، فرمانروایی می کردند، متفاوت بوده است. این تفاوت از پیروی کورش از آموزه های مزدایی سرچشمه می گرفت. منشا مشروعیت و قدرت «شاه فرهمند مزدایی» از اهورامزدا بود و شاه مزدایی به امید پیروزی نهایی نیروهای خیر در برابر نیروهای شر، باید رهبری نیروهای خیر را در برابر نیروهای شر را در گیتی به دست می‌گرفت و از هرگونه بدی پرهیز می‌کرد، این پرهیزکاری نقطۀ مقابل فرمانروایان جاه طلب و ستمکار پیش از کورش بود. یکی ار نمادهای پیروزی نیروهای خیر در برابر شر، آبادانی ملک و سعادت رعیت است و شاه مزدایی می بایست در برای آسایش خلق در حد توان خود بکوشد.

در کتاب مقدس ایرانین باستان نیز اشو زرتشت پیامبر ایرانیان اینگونه مزدا را خطاب می کند. این بند از اوستا، از آزادی باور های دینی در اندیشه ی مزدیسنان حکایت می کند: « ای مزدا ! آنگاه که تو در آغاز، تن و دین ما را بیافریدی، و از منش خویش [ما را] خرد بخشیدی، آنگاه که جان ما را تن پدید آوردی، آنگاه که ما را نیروی کارورزی و گفتار راهنما ارزانی داشتی، از ما خواستی که هر کس باور خویش را به «آزادکامی» بپذیرد.» ( یسنای 31، بند 11)


منابع:

اوستا، گزارش و پژوهش جلیل دوستخواه، انتشارات مروارید، تهران، 1382
تورات با ترجمه فارسی، مترجم موسی زرگری، ماشاءالله رحمان پور داوود ، انجمن فرهنگی اوتصر هتورا، گنج دانش، تهران، 1364
رزمجو، شاهرخ، استوانه کورش بزرگ، انتشارات فرزان روز، تهران، 1389


گفتنی است که این نوشته پیش از انتشار در تارنمای ایرانبوم، به صورت مصاحبه در شماره 330 هفته نامه امرداد، (3 آبان 1394، سال شانزدهم) به چاپ رسیده است.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

در همین زمینه