چهارشنبه, 09ام خرداد

شما اینجا هستید: رویه نخست زبان و ادب فارسی زبان پژوهی زبان فارسی، ایرانشهر و استاد مصطفی ملکیان

زبان پژوهی

زبان فارسی، ایرانشهر و استاد مصطفی ملکیان

حسن انصاری

این روزها مطلبی در کانال ها در رابطه با «فارسی زبانان» و «فارسی دانان» به استاد مصطفی ملکیان نسبت داده می شود که امیدوارم نسبتی نادرست باشد؛ گو اینکه از ایشان سابقا هم مطالبی در رابطه با تاریخ و تمدن ایرانی شنیده و یا خوانده بودم که حقیقتا خیلی نا امید کننده بود. حالا فارغ از آنکه حقیقتا این مطلب از ایشان است و یا نه، این چند سطر را اینجا می نویسم. امیدوارم ایشان بخوانند:

زبان فارسی دو ویژگی عمدۀ تاریخی دارد: یکی اینکه زبان فرهنگ است؛ یکی از کهن ترین زبان های زنده دنیاست که ده ها هزار کتاب و قطعات نثر و نظم با استفاده از آن نوشته و سروده شده است. زبان ارتباط فرهنگی و تمدنی ما با تعدادی از همسایگان امروزی ماست. فارسی زبان صرفا فارسی دانان نیست؛ چه در آن صورت تعدادی از ایرانشناسان خارجی را هم باید فارسی زبان به معنای فارسی دان دانست. خیر. فارسی زبان یعنی کسی که فارسی زبان تجربۀ زیستۀ فرهنگی اوست؛ عامل ارتباط با تاریخ و فرهنگش؛ فارغ از اینکه زبان مادری اش چیست؛ چه بسیاری از کسانی که در رشد و اعتلای این زبان در طی قرن های گذشته مساهمت داشته اند، کسانی بودند که شاید زبان مادریشان غیر فارسی بود اما همان ها زبان فارسی را به عنوان زبان فرهنگ و زبان مکتوب خود زیسته بودند. از نقطه نظر مساهمت فرهنگی زبان های سریانی و عربی هم هر کدام در طی تاریخ دو هزار سال گذشته و برای مدتی در میان تمدن های این منطقه نقشی مشابه داشته اند.

 

نکتۀ دوم: با این وصف زبان فارسی یک ویژگی مهم دیگر دارد: زبان فارسی زبان یک قوم نیست. زبان یک ملت است. زبان “ایرانشهر” است. زبانی است ریشه گرفته در تاریخ یک سرزمین با چندهزار سال تاریخ که هویت پیوسته و تاریخی و فرهنگی خود را حفظ کرده و این زبان را در مراحل مختلف خود متحول کرده و اینک هزار و اندی سال است که در شکل فارسی کنونی آن در ادبیات و فرهنگ و زندگی مردمان این سرزمین به زیست خود ادامه می دهد. همۀ ایرانیان در طول تاریخ این هویت را با یکدیگر و در کنار هم شکل داده اند؛ به عنوان یک ملت. این ملیت مفهومی تاریخی/ فرهنگی دارد. ربطی به دولت – ملت های مدرن ندارد. مفهومی نیست که با یک تصمیم سیاسی و یا با اراده ای قاهره در لحظه ای از تاریخ این سرزمین شکل گرفته باشد. هویتی است سیال و تاریخی که در عین وحدت خود ضامن حضور کثرت هاست : وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدت. این است ویژگی ایرانشهری که در تاریخ می شناسیم. نه این ملیت و نه این زبان بر ساکنان این سرزمین هیچگاه تحمیل نشده است. تحمیلی قومی نیست. اساسا زبان فارسی زبانی قومی نیست ؛ چرا که فارس و فارسی یک قومیت نیست. همۀ ساکنان این سرزمین از چندهزار سال پیش به این سو ایرانی اند با همۀ تنوع هایشان و زبان مشترک فرهنگی همۀ سازندگان این سرزمین و این فرهنگ و این تمدن زبان فارسی است؛ زبانی که با آن فرهنگ و تمدن چندهزارساله خود را منتقل کرده اند و متحول کرده اند. با این تحول زبان فارسی هم متحول شده و از زبان های قدیم آن به زبان فارسی دورۀ اسلامی رسیده است. ما در ایران تنها زبان فارسی نداریم. هیچ گاه تنها زبان فارسی نداشته ایم. سیاهۀ نام های زبان ها و لهجه های ایرانی سیاهۀ بلندی است. همۀ این زبان ها و لهجه ها در طول تاریخ برای خود فرهنگ شفاهی و مکتوب داشته و دارند اما همۀ آنها در عین حال خادم زبان فارسی در تحول تاریخی اش بوده اند؛ زبان فرهنگ ملی و دینی این سرزمین.


برگرفته از تارنمای ایرانچهر به نقل از کانال یادداشت های حسن انصاری

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید