سه شنبه, 23ام مهر

شما اینجا هستید: رویه نخست تازه‌ها نگاه روز درستی و نادرستی در علم

نگاه روز

درستی و نادرستی در علم

دکتر محمدرضا توکلى صابرى

دوستان، علم از اشتباهات درست شده است، ولی اشتباهاتی که ارتکاب آنها مفید است، زیرا کم‌کم ما را به واقعیت هدایت می‌کند. 
ژول ورن نویسنده فرانسوی


تدریجی بودن انباشت معرفت

چطور می‌شود که زمانی یک نظریه، یک پدیده، یک محصول فناوری، یک ابداع رواج می‌یابد و در بارهٔ آن تبلیغ می‌شود و زمانی دیگر مصرف آنها ممنوع شده و از رواج می‌افتد و حتی از مصرف آن نهی می‌شود. یعنی معیار صدق و کذب در علم چیست؟ و چگونه یک نظریه یا یک فناوری درست از نادرست باز شناخته می‌شود.

انباشت علم و معرفت انسانی تدریجی و زمانبر است. هرچه زمان می‌گذرد دانش ما در مورد جهان بیشتر می‌شود و آن را بهتر می‌شناسیم و بیشتر کنترل می‌کنیم. تاثیر ابداعات و اختراعات بر زندگی مردمان را در صد سال پیش از این در نظر بگیرید و با زمان حال مقایسه کنید. نه تلفن بود و نه خودرو، نه تلویزیون بود و نه سینما، نه ماهواره بود، نه هواپیما، نه کامپیوتر بود و نه اینترنت. اگر به صد سال پیش تر از آن بازگردید می بینید بسیاری ابداعات و اختراعاتی که در صد سال پیش از این بود در دویست سال پیشتر نبود، مانند کشتی بخار و قطار. صد سال پیش در مورد نظریه نسبیت و یا نانوتکنولوژی چیزی دانسته نبود. نظریه های علمی که حقیقت آنها ثابت شده است، تغییر ناپذیرند. کرویت و چرخش زمین، مسیر مستقیم نور، میدان جاذبه از این گروه حقایق علمی هستند. اما گاهی در مرزهای جدید و ناشناخته دانش نظریات مختلفی ابراز می شود و هر از چندی یکی بیشتر از دیگری محبوبیت و قبول عام می گیرد تا اینکه مدارک و شواهد کافی انباشته شود و به صورت یک حقیقت علمی درآید.

پس از کشف عنصر رادیوم و پرتوهای آن توسط ماری کوری و همسرش پیر کوری در سال  ١٨٩٨ این عنصر به سرعت برای رادیوگرافی به کار رفت. کشف این عنصر و خواص آن چنان هیجانی به پا کرد که به آن همچون یک عنصر سحرآمیز نگریسته می‌شد. از این عنصر برای ساختن محلول برای حمام کردن در آن، تزریق آن و نوشیدن و استنشاق مایعات اشعه دیده استفاده می‌شد. سالها بعد با انباشت تجربیات و مطالعات زیاد خطرات تماس با این عنصر شناخته شد. ماری کوری و پیر کوری هردو به علت تماس زیاد با تشعشعات این عنصر دچار عوارض مختلف حاصل از سرطان شدند و درگذشتند. این یک نمونه از انباشت اطلاعات در طی زمان و برعکس شدن جهت مصرف یک عنصر رادیواکتیو است. تنها راه رسیدن به این نتیجه فرآیند انباشت اطلاعات در طی زمان بوده است.

 

دخالت سیاستمداران

موضوع دیگر دخالت سیاست مداران برای تبلیغ یک نوع نظریه علمی، روش پزشکی، یا فرآورده های فناوری است. مائوتسه دونگ رهبر حزب کمونیست چین که در طی جنگ داخلی با مشکلات عظیمی بهداشتی روبرو بود و هزینه خرید داروهای نوین غربی را نداشت به تبلیغ و زنده کردن طب سنتی چین پرداخت. در زمان او شمار عظیمی از «پزشکان پابرهنه» تربیت شدند که طی چند ماه آموزش طب گیاهی و طب سوزنی به روستاها می‌رفتند و مردم را درمان می‌کردند. به این ترتیب مشکل بهداشتی چین در طی جنگهای داخلی تا حدودی حل شد. اگرچه پزشک مائوتسه پس از مرگ مائوتسه دونگ در خاطرات خود نوشت که مائوتسه با اینکه تبلیغ طب سنتی چین را می‌کرد، اما به او گفته بود که به طب سنتی چین اعتقاد ندارد و از طب غربی استفاده می‌کرد. این نشان می‌دهد که چگونه سیاست‌مداران به خاطر حل مشکلات سیاسی خود حرفهایی می‌زنند و اقداماتی می کنند که به آن اعتقاد ندارند. هیتلر نیز که در مقابل کشورهای اروپایی و آمریکایی ایستاده بود و می خواست رایش سوم را بنا نهد به هومیوپاتی روی آورد. او هومیوپاتی را به عنوان طب آریایی معرفی کرد و هزینه زیادی را برای تحقیق و توسعه و ترویج آن کرد. پس از جنگ جهانی دوم و بررسی این تحقیقات معلوم شد که هومیوپاتی هیچ اثر درمانی نداشته است. در زمان ما هم رئیس جمهور سابق ایران، محمود احمدی نژاد، نیز ادعا کرد که پزشکان ایرانی با طب گیاهی ایدز را درمان کرده اند ویک دختر دبیرستانی با وسایل آشپزخانه در منزلش انرژی اتمی تهیه کرده است. البته ایشان بر خلاف مائوتسه دونگ و هیتلر غرض سیاسی نداشت، بلکه به طور صادقانه و از روی بی اطلاعی از مسایل علمی این حرفها را زده بود. حرفهای ایشان، به عنوان رئیس جمهور ایران، موجب شد جهان به ایرانیان ودانشمندان واقعی ایرانی بخندند، کسانی که ساکت و آرام در کنج آزمایشگاههای خود شبانه روزی و در گمنامی کار می کنند تا چرخهای پیشرفت علمی ایران را به حرکت در آورند.

آمریکا یکی از بزرگترین، پیشرفته ترین، و ثروتمندترین کشورهای غربی است. سیستم حکومتی آن بر مبنای دموکراسی لائیک قرار دارد. ثروتمندان کنترل دستگاه سیاسی را در دست دارند. آنها با پرداخت هزینه تبلیغات سیاستمداران، نفوذ خود را بر سازمانهای سیاسی اعمال می کنند. آنها نتیجه پژوهشهای علمی را به نفع خود توجیه و تفسیر می کنند تا با تاثیر بر  مراکز سیاسی، هدفهای اقتصادی خود را پیش ببرند. نمونه آن مدیران و صاحبات صنایع دخانیات بودند که سالها زیان دخانیات را انکار می کردند، اما سرانجام پس از اینکه تحقیقات نشان داد که دخانیات عامل بیماری های مختلف ریوی از جمله سرطان است، محکوم به پرداخت غرامت شدند. دونالد ترامپ رئیس جمهور کنونی آمریکا یکی از کسانی است که گرمایش جهانی را قبول ندارد. او دستور داد تا معادن ذغال سنگ دوباره به کار افتند، زیرا در زمان انتخابات برای به دست آوردن رای به ایالاتی که  معادن زغال سنگ در آنجا تعطیل شده بود رفته بود و وعده بازکردن این معادن را داده بود.

 

کالاهای ساخته شده

یکی دیگر از شیوه های دروغ گویی تبلیغ کالاها و وسایل، به ویژه کالاهای بهداشتی، است. دروغگویی در این زمینه بیشتر از هر زمینه‌ای شایع است، زیرا مردم برای سلامتی خود هر هزینه‌ای را می‌پردازند. مانند دستبندها و حلقه های مسی که گفته می شود ورم و درد مفاصل را کاهش می دهد و یا برچسب هایی که بر روی بینی می گذارند و گفته می شود این برچسب ها تنفس کردن را بهتر و موثرتر می کند. هیچ کدام از آنها اثری درمانی  ندارند. شرکتهای غربی که این محصولات بی فایده را می سازند، کارشان پول درآوردن است و نیازی نیست تا ادعاهایشان را ثابت کنند. آنها با به خدمت گرفتن هنرپیشگان و ورزشکاران معروف و دادن مبالغ هنگفت به آنها این اشخاص را به خدمت تبلیغات این محصولات می گیرند و آنها با پوشیدن و مصرف این محصولات به طور مستقیم و یا غیر مستقیم آنها را تبلیغ می کنند. و چون این شرکتها معمولا در غرب هستند، بازار بزرگ جهان را در اختیار دارند و فروش هنگفت این وسایل بی فایده سود عظیمی برای آنها می آورد. نمونه دیگرتبلیغی است که شرکتهای بزرگ دخانیات برای سیگار می کردند و مصرف آن را نماد مردانگی، فرهنگ، و روشنفکری کردند. در گذشته ای نه چندان دور از تنباکو و تریاک به عنوان یک دارو استفاده می شد. مصرف پیپ و سیگار بیش از یک قرن طول کشید. با پیشرفت علم پزشکی و انباشت علم و تحقیقات فراوان مشخص شد که مصرف هرگونه دخانیات برای انسان زیانبخش است. مدیران این شرکتها مقاومت‌های زیادی در برابر پژوهشگران پزشکی کردند و حتی هزینه تحقیقاتی را پرداخت کردند که نشان می داد که مصرف سیگار برای سلامتی خوب است. آنها حتی بسیاری از اسناد خود را دستکاری کردند تا مورد تعقیب قانونی قرار نگیرند. ام پس از فشار زیاد سازمان مواد خوراکی و داروی آمریکا،  سرانجام کنگره آمریکا و مقامات قضایی این شرکت ها را محکوم به پرداخت صدها میلیارد دلار به دولت و همه کسانی کرد که دچار عوارض حاصل از در اثر مصرف دخانیات شده بودند.

 

کافی نبودن شواهد

در مورد برخی شیوه ها و وسایلی که به بازار می آید، حتی پس از تحقیقات زیاد، ممکن است دانش ما به قدر کافی نباشد. مثلا داروی تالیدومید به عنوان یک داروی مسکن و خواب آور در سال ١٩۵٧ به بازار آمد. چهار سال بعد به علت عوارضی که بر روی جنین انسان داشت و باعث می شد که نوزادان بدون دست و پا به دنیا بیایند مصرف آن ممنوع شد. به همین ترتیب از رادیوم و اشعه ایکس در ابتدای کشف آنها، که هنوز اطلاعات زیادی در مورد آنها وجود نداشت، به مقدار زیادی برای مصارف پزشکی استفاده می شد که بعدها متوقف شد.

 

شیادان آگاه و نادان و جاه‌طلب یا سود پرست

این افراد که به چیزی جز پول در آوردن نمی‌اندیشند روشهای کاذب و دروغینی را ارائه می‌دهند و وانمود می‌کنند که مقامات مسئول و متخصصان آن رشته به علت حسادت و یا خودخواهی و یا پر کردن جیب خود از توجه به آنها خودداری می کنند. آنها خود را مظلوم و فدایی علم و دانش نشان می دهند تا شیوه های دروغین خود را به فروش برسانند. این افراد همه صفات یک شیاد را دارند. درجه تحصیل این شیادان متفاوت است، از آنهایی که حتی دیپلم ندارند تا آنهایی که تخصص پزشکی دارند. این شیادان ممکن است نادان باشند و به علت دانش کم واقعا به آنچه می گویند ایمان دارند مانند فردی که در ایران ادعا دارد که اتومبیلی اختراع کرده است که با باتری هیدرژنی کار می کند یا محمدعلی طاهری که ادعا دارد روش فرادرمانی او تمام بیماری های حال و آینده انسان و جانوران و گیاهان را درمان می کند. یا مدعیانی که حتی تحصیلات دانشگاهی دارند مانند دکتر اهری و دکتر باتمانقلیچ که اولی معتقد بود که زخم معده ویروسی است (بدون ارائه هیچ گونه مدارک و شواهد مبنی بر پژوهش و تحقیق پزشکی) و دومی ادعا می کرد که تمام بیماری ها با آب درمان می شود (به همین ترتیب بدون ارائه هیچ گونه مدارک و شواهد مبنی بر پژوهش و تحقیق پزشکی).

در هیچ حرفه‌ای به اندازه پزشکی ادعاهای فراوان و دروغین و مدعی روشهای بیهوده و خطرناک وجود ندارد، در هیچ حرفه‌ای به اندازه پزشکی شیادی و حقه بازی انجام نمی‌گیرد، در هیچ حرفه ای به این اندازه مشتری و طرفدار برای مهملات شبه پزشکی وجود  ندارد، و در هیچ حرفه ای همانند پزشکی افراد تحصیل کرده و عامی به راحتی حرفهای مدعیان پزشکی را باور نمی کنند.

علت آن چیست؟ یک علت آن این است که نه تنها ساختمان طبیعی بدن انسان بسیار پیچیده است، بلکه خود انسان نیز موجود پیچیده ای است. از حدود دوهزار و پانصد سال پس از درگذشت بقراط تا عصر حاضر، هر روز چیز نوینی در مورد بدن انسان کشف می شود و با این حال نادانسته های ما در مورد فیزیولوژی و فارماکولوژی انسان بسیار بیشتر از دانسته های ما است. با این که بسیاری از بیماری ها شناخته شده و از بروز آنها پیشگیری شده و یا درمان می شوند، اما هنوز علت بعضی بیماری ها و روش درمان آنها را نمی دانیم. بلکه فقط  روشهایی برای کنترل این بیماری ها و کاهش درد و رنج بیمار را در اختیار داریم. و در این زمینه است که بیشتر شیادان پزشکی کسب و کار خود را راه می اندازند.

اگر کسی ادعایی در زمینه کامپیوتر، اتومبیل، یا مهندسی، و یا رشته های دیگر بکند، اگر دانش آن حرفه را نداشته باشد، به سرعت دستش رو می شود. اما متاسفانه در زمینه پزشکی این طور نیست، و به راحتی نمی‌توان بی اثری روشهای مدعیان پزشکی را برای مردم عادی توضیح داد. زیرا نظریه‌های پزشکی و طرز اثر دارو ها و آزمایش اثر بخشی آنها بسیار پیچیده است و برای فهمیدن آنها باید دست کم با مبادی حرفه پزشکی آشنا بود. به همین دلیل امروزه می‌بینیم که  کسان زیادی بدون داشتن دیپلم دبیرستان و آگاهی از اصول اولیه پزشکی به نوشتن کتاب دست می زنند و طبابت می کنند. کسانی که در هیچ زمینه ای تخصص و تحصیلاتی ندارند، ولی در همه رشته های پزشکی خود را متخصص و صاحب نظر می دانند. با خواندن دو سه کتاب در مورد گیاهان دارویی،  طب ستی، هومیوپاتی، و یا طب سوزنی به یک باره پزشک متخصص همه بیماری ها شده اند

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید