دوشنبه, 29ام بهمن

شما اینجا هستید: رویه نخست یادگارهای فرهنگی و طبیعی زیست بوم چرا باغ وحش بابلسر به جای برچیده شدن، بازگشایی شد؟!

زیست بوم

چرا باغ وحش بابلسر به جای برچیده شدن، بازگشایی شد؟!

از آنجایی که نگهداری از حیواناتی از این دست برای سازمان مقدور نیست، حتی خواستار انتقال خرس به تهران هم شدیم اما مشکل بزرگتر آنجا بود که نمی‌توانستیم باغ وحش بابلسر را به کل تعطیل کرده و نگهداری از گونه های مختلف ساکن آن را هم به مشکلات اضافه کنیم.

به فاصله یک ماه و نیم از انتشار خبر توقف فعالیت باغ وحش بابلسر که با حکایت خرس به غل و زنجیر کشیده‌اش جهانی شده بود، اکنون خبر بازگشایی این مجموعه نگرانی هایی به همراه داشته است، چراکه همگان توقع برچیده شدن این مجموعه را داشتند.

به گزارش «تابناک»، دکتر ناصر مهردادی، مدیر کلی محیط زیست استان مازندران که پیشتر از شکایت قضایی سازمان متبوعشان از مدیر باغ وحش بابلسر بابت شرایط وحشتناک نگهداری از خرس قهوه‌ای خبر داده و  خواستار برچیده شدن این مجموعه شده بود، با تایید این خبر می‌گوید: همچنان منتظر برچیده شدن این باغ وحش و انتقال آن به محلی که فضای کافی برای این کار داشته باشد، خواهیم ماند.

وی با تشریح روند رسیدگی به این پرونده می‌افزاید: زمانی که علیه این باغ وحش طرح شکایت کردیم، دو نکته مد نظرمان قرار داشت؛ یکی شرایط بسیار نامطلوب نگهداری از خرس قهوه‌ای مجموعه و دیگری کمبود فضای مجموعه برای نگهداری از گونه های مختلفی که در آن گرد آمده است.

مهردادی در ادامه می‌گوید: در گام نخست با کمک مسئولان قضایی، حکم انتقال خرس را دریافت کرده و آن را به پناهگاه حیات وحش سمسکنده در ساری منتقل کردیم. البته این انتقال مشکلات زیادی برایمان به همراه داشت چراکه از یکسو خرس به مالکش بسیار وابسته بود و مجبور شدیم بیهوشش کرده و به کمک ده ها نیرو منتقلش کنیم و از سوی دیگر برای غذا دادن به آن می‌بایست مالک را مجاب می‌کردیم هر دو روز یکبار به حیوان سرکشی کرده و به یاری مان بیاید که این گونه شد. ما مواد غذایی مورد نیاز برای تغذیه خرس را فراهم می‌کردیم و به کمک مالکش غذادهی به این حیوان دست آموز را انجام می‌دادیم.

مدیر کلی محیط زیست استان مازندران با تاکید بر اینکه شرایط خاص خرس اسیر، امکان رهاسازی آن را در طبیعت از بین برده، به دشواری هایی نگهداری از گونه‌ای خاص در پناهگاهی که گوزن و مرال در آن نگهداری می‌شود، اشاره کرده و می‌گوید: از آنجایی که نگهداری از حیواناتی از این دست برای سازمان مقدور نیست، حتی خواستار انتقال خرس به تهران هم شدیم اما مشکل بزرگتر آنجا بود که نمی‌توانستیم باغ وحش بابلسر را به کل تعطیل کرده و نگهداری از گونه های مختلف ساکن آن را هم به مشکلات اضافه کنیم.

بدین ترتیب لزوم همکاری با مالک باغ وحش و مسئولان محلی برای ارتقای کیفیت نگهداری گونه های مختلف ساکن این باغ وحش احساس می‌شود تا تکیه به حداقل ها در دستور کار قرار گیرد؛ بماند که در این میان برخی مسئولان محلی از اعمال فشارهای مختلف و حتی تهدید ابایی ندارند!
البته مهردادی تمایلی ندارد در این باره سخن بگوید و تایید یا تکذیبی به آن ضمیمه نماید و به ذکر این نکته بسنده می‌کند که مسائلی از این دست عادی است و نه ترسی در وی ایجاد می‌کند و نه خللی در پیگیری بوجود می‌آورد.

این استاد دانشگاه تهران در ادامه می‌گوید: با فراهم آوردن برخی حداقل ها من جمله اختصاص قفسی با حداقل ویژگی های مورد نیاز برای خرس و پس از آنکه همکاران من از مجموعه بازدید به عمل آورده و تایید کردند، با بازگرداندن خرس به باغ وحش به صورت مشروط موافقت کردیم و به مالک مهلت دادیم تا کار انتقال باغ وحش را پیگیری کرده و با توجه به دشواری هایی که در تهیه زمین مورد نیاز برای دایر کردن مجموعه‌ای جدید وجود دارد، از همکاری مسئولان استان مازندران که وعده یاری داده‌اند بهره گرفته و در نهایت خواسته دوم ما یعنی برچیده شدن باغ وحش از مکان فعلی را به انجام برساند.

مهردادی با تایکید بر اینکه نمی‌توان باغ وحش را بدون توجه به سرنوشت حیواناتی که در آن ساکن هستند، تعطیلی کرد، می‌افزاید: با بازرسی های منظمی که از مجموعه خواهیم داشت، تلاش خواهیم کرد تا شرایط حداقلی نگهداری حیوانات را تا مهلت داده شده حفظ کنیم و پس از آن اگر انتقال باغ وحش ممکن نشده بود، تدابیر لازم را اتخاذ کرده و چه بسا انتقال حیوانات به مجموعه های استاندارد را در دستور کار قرار دهیم اما آنچه فعلا در دستور کار است، همکاری با مالک باغ وحش برای حفظ باغ وحش با تکیه بر حداقل های مورد نیاز برای این امر است.

بدین ترتیب درخواهیم یافت سرنوشت این باغ وحش نیازمند طرح و برنامه‌ای برای رسیدگی به تمامی باغ وحش های موجود در کشور خواهد بود که نه تصمیم گیری درباره آن نه در خور مقدورات محیط زیست استان مازندران است و نه حتی در توان سازمان محیط زیست کشور می‌گنجد، بلکه می‌بایست بسیار فراتر از ایشان مورد رسیدگی قرار گرفته و چاره جویی شود تا شاید با رسیدن به طرحی ملی مانند سافاری پارک، روزی فرا برسد که دیگر اسارتگاه حیوانات را «باغ» وحش لقب نداده و کسی از زجر کشیدن حیوانات برای خود منبع درآمد درست نکند!

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

در همین زمینه