سه شنبه, 24ام مهر

شما اینجا هستید: رویه نخست یادگارهای فرهنگی و طبیعی زیست بوم داغ فراموشی بر دل جنگل‌های پـایتخت

زیست بوم

داغ فراموشی بر دل جنگل‌های پـایتخت

مثل شیرهای بی‌یال و کوپال می‌مانند، پایشان را از وسط شهر بیرون کشیده‌اند و در گوشه‌ای آرام و بی‌صدا نشسته‌اند.

مثل شیرهای بی‌یال و کوپال می‌مانند، پایشان را از وسط شهر بیرون کشیده‌اند و در گوشه‌ای آرام و بی‌صدا نشسته‌اند.

به گزارش جام نیوز، مثل شیرهای بی‌یال و کوپال می‌مانند، پایشان را از وسط شهر بیرون کشیده‌اند و در گوشه‌ای آرام و بی‌صدا نشسته‌اند. این طرف و آن طرف رقبای جدید بی‌ضرب و زور ِ پرزرق و برق

پیدا کرده‌اند که نگاه‌ها را از آنها ربوده اما این کجا و آنها کجا. پارک‌های جنگلی تهران گرچه شیران پیر بیشه شلوغ و پر رفت و آمد تهران‌اند اما همچنان بی‌بدیل و بی‌رقیبند.
 

چالوس کوچک

اولین پیچ را که رد می کنی بوی جاده چالوس بینی ات را پر می کند. پیچ های بعدی آن قدر شیب شان تند می شود و تعدادشان بی شمار که شک می کنی در تهرانی یا خود چالوس، راننده کاربلد اگر نباشی در شیب تندش ماشینت به سرفه می افتد. آن بالا که برسی نسیم ملایمی را می بینی که خودش را رها کرده بین درختان کاج همیشه سبز و از این سو به آن سو می نوازد و می رقصد. با روباه کوچکی که در آن جنگل انبوه لانه دارد همبازی است و با سنجاب ها به تنه درخت می زند و بلوط می دزدد. پارک جنگلی لویزان را می گویم که در شرقی ترین نقطه تهران سبز شده و سبز مانده.

این بوستان جنگلی هزار هکتار است و برای رسیدن به آن هم هزار راه وجود دارد، هم از بزرگراه امام علی(ع) راه دارد هم صیاد شیرازی، از بزرگراه شهید بابایی و شهید باقری هم می توان از پارک جنگلی لویزان سر در آورد، سه سالی هم هست که شهرداری تهران در کنارش باغ پرندگان را ساخته و گونه های مختلفی را در آن نگهداری می کند. سازه طبیعی که جولانگاه پرندگان کمیاب زیبا از سراسر کشور است و حتی پناهگاهی برای همزیستان مهاجرشان شده.

ارتفاعات بالای لویزان، بام تهران است، سرت را به هر سو بچرخانی شهری را می بینی که تنها در گودالی بزرگ از برج و ساختمان و بزرگراه گیر افتاده و نای نفس کشیدن ندارد، اینجا شب ها، در بالاترین نقطه بوستان جنگلی ستاره ها سرشان را روی کاج های پیر و پر دود می گذارند و می خوابند.

سرخه حصار عقاب ندارد

آقامحمد خان قاجار آنجا را قرق کرد، می خواست شکارگاه اختصاصی اش باشد، آنجا قوچ شکار می کردند و میش البرز. تیزی تیر شکارشان می گرفت هم پلنگ، آهو و تیهو می زدند. از یک طرف رودخانه پرآب جاجرود بود و از سوی دیگر قله اراه کوه؛ چه چیز بهتر از این، جنگلی در کنار مقر پادشاهی، دمی به شکار و گشت و گذار در دل طبیعت و دمی به فرمانروایی و حکمرانی. بعدها فتحعلی شاه منطقه خجیر را هم به این قرق اضافه کرد و تا سال های سال پادشاهان قجری و بعد هم پهلوی در آن جولان می دادند.

در دهه 60، شکارگاه را سپردند به محیط زیست و نامش شد پارک جنگلی سرخه حصار؛ یکی از شُش های تنفسی در شرق تهران که نه هزار و 168 هکتار مساحت دارد و از بنه و بادام کوهی تا ارس، چنار، زالزالک و عرعر را در خودش جا داده.

اقلیم سرخه حصار بسیار متنوع و متفاوت است، از سوی ِ بیابان ورامین نیمه صحرایی می نماید و از سوی اره کوه کوهستانی و خنک و به همین دلیل تنوع گیاهی و جانوری در آن بالاست اما کم آبی این سال ها سرخه حصار را خشک و رنگ و رخش را پاییزی کرده. این بوستان را دوچرخه سواران بیشتر از بوستان های جنگلی دیگر دوست دارند چون جاده ای دارد که مختص آنهاست. در کنار آن آبنمای سنگی، آلاچیق های متعدد، کلینیک گل و گیاه، مسیر آموزش قوانین راهنمایی و رانندگی را هم باید به داشته های این بوستان جنگلی اضافه کرد، جنگلی که این روزها دیگر عقاب و آهو و پلنگ ندارد.

جنجالی به نام پردیسان

شهرداری اصرار دارد برای ماست، اما محیط زیست می گوید بنشین تا بدهیم به شما تا اداره اش کنید و این داستان سال هاست که ادامه دارد. سازمان محیط زیست وسطش جا خوش کرده و ادعای حکمرانی دارد اما بوستان جنگلی پردیسان کوزه گری است که از کوزه شکسته آب می خورد.

اگر قصد رفتن به پردیسان را دارید، بدانید و آگاه باشید که این بیشه خفته در شمال غرب تهران واقع شده و هم از بزرگراه شهید همت و شهرک غرب دسترسی به آن آسان است هم از بزرگراه حکیم می توان راهی آن شد، بزرگراه یادگار و بلوار مرزداران هم راه های دیگر رسیدن به پردیسان است.

پردیسان در ابتدا قرار بود یک پارک جنگلی باشد که در آن زیست بوم پنج قاره به نمایش گذاشته شود اما این طرح پس از انقلاب متوقف شد و این بوستان که دارای 300 گونه گیاهی خود روست به همان شکل سابق خود باقی ماند، ولی تغییر اکوسیستم دره فرحزاد توسط شهرداری تهران در سال های مختلف باعث شد که پردیسان هم از گزند آسیب ها در امان نماند و تنوع گیاهی خود را از دست دهد.

حالا پردیسان یک جنگل مصنوعی با سه موزه آب، حیات وحش و تنوع زیستی است که در آن انواع حشرات و حیوان تاکسیدرمی شده و بعضا زنده نگهداری می شود و به این گونه دین خود را به حیوانات موجود در پردیسان که از این پارک جنگلی برای همیشه کوچیده اند، ادا کرده است.

پردیسان را پارک بدون دخانیات هم نامیده اند اما باید دید که چقدر شهروندان بر این اصل زیست محیطی پایبندند و هنگام حضور در این پارک جنگلی سیگار و قلیان خود را غلاف می کنند.

ما و دوچرخه و چیتگر

- «کجا برویم دوچرخه سواری؟ - معلومه دیگه چیتگر» این پرسش مشترک بین جوانان یک پاسخ واحد دارد، چیتگر. سال هاست که شهرت چیتگر به مسیر دوچرخه سواری اش است و بس. البته دوچرخه هایی که از پایین ترین حد استاندارد و کیفیت برخوردارند و در شیب های عمیق و سربالایی های تند شما را نه تنها یاری نمی کنند بلکه ممکن است که همچون اسبی یاغی به زمین پرتابتان کنند.

اما یک پیست خسته و قدیمی دوچرخه سواری نتوانسته از ارزش چیتگر 950 هکتاری که حالا دارای یک دریاچه مصنوعی هم هست، بکاهد. بوستان جنگلی در حاشیه منطقه 22 تهران است و حتی ارزشش آن قدر بالا بوده که در کنارش ایستگاه مترو تعبیه شود. بوستانی که دارای تنوع گیاهی بالایی است و یکی از ریه های اصلی تهران و البته کرج به شمار می رود. گونه های سوزنی برگی همچون کاج الدریکا، سروه نقره ای و خمره ای تا درختان پهن برگی همچون اقاقیا، زبان گنجشک، نارون چتری، ارغوان و افرای زینتی در کنار ده ها گونه گیاهی دیگر در جنگل چیتگر زندگی می کنند که البته این روزها در معرض خطر ساخت و ساز پروژه های بزرگ و غول پیکری هستند که گویا شهرداری تهران برای آنها پایانی قائل نیست.

این روزها چیتگر نفسش در بین این همه ساختمانی که سر به آسمان هفتم گذاشته و پهنای شکمشان هر روز جلوتر می آید، گرفته و چاره ای هم ندارد. مرگ جنگلی که مسیر بادهای تهران بوده و حالا دیگر نیست.

چه کسی گفته تهران دریا ندارد

همین طور که سر خوش و آهسته در جاده با ماشین تان بین درخت های کوتاه کاج و صنوبر پیچ و تاب می خورید و بالا می روید، ناگهان از آن دورها آبی لاجوردی را می بینید که از لابه لای شاخ و برگ درختان خودنمایی می کند. چیست آن آبی زیبا که مثل یک قوی گردن بلند لابه لای کوه خوابیده و سر به تو دارد؟ پیچ ها را بالاتر که بروید، در آن ارتفاع نهایی بوستان جنگلی، تابلوهایی را می بینید که شما را به سوی سد لتیان راهنمایی می کند، باید افسار ماشینتان را رها کنید و پای پیاده ادامه جنگل را بالا بروید، یکی دو کیلومتر بالاتر، چشم انداز زیبایی خودش را پنهان کرده که بیا و ببین. چه کسی گفته که تهران دریا و رود و دریاچه ندارد؟ پس این رود زیبا که صدای آرامش از دور دست ها می آید، چه می گوید؟ یک کوه پر از علف، گیاه خودرو، کفشدوزک و سوسک های کوهی خودش را کشیده به سمت پایین تا در آب خنک و زلال جاجرود پاهایش را بزند به آب و تن سنگی اش را خنک کند.

بوستان جنگلی تلو با بیش از یک هزار هکتار چشم انداز زیبای سد لتیان است، هم خیلی بکر است هم هیجان انگیز، امکانات اولیه همچون آلاچیق، سطل زباله، منقل کباب پز و دستشویی های سیار هم به فاصله دو کیلومتر از هم طراحی شده تا هم رفاه حال شهروندان باشد هم به مجموعه کوهستانی ـ جنگلی آسیب نرساند.

درختان کوتاه کاج و مراتع وسیع اطراف، حکایت از یک بوستان نیمه مصنوعی و طبیعی دارد که در دل منابع طبیعی تلو قد برافراشته و می خواهد پناهگاهی برای شهروندانی باشد که دیگر نمی توانند در حاشیه جاجرود و لواسانات ساعتی با خانواده شان کنار آب بنشینند و لوبیاپلویی بخورند و چایی بنوشند یا هندوانه شان را در آب بیندازند و خنکش سازند، چرا که حالا لواسانات شده محل ویلاهای شخصی مردم از ما بهتران و حاشیه رود لب به لب پر از سفره خانه و قهوه خانه های پرسود است.

اگر با تعریف و تمجید ما عازم این بوستان جنگلی ـ کوهستانی شدید، از انجام حرکات ژانگولری و خارج از قوانین خودداری کنید، هشدار محیط بانان مبنی بر حضور حیوانات وحشی و کوهستانی را جدی بگیرید و سعی نکنید از فنس های کوتاهی که اطراف پارک کشیده شده به بیرون بپرید و سر به کوه بگذارید چرا که علاوه بر خطر جانی برای خودتان، زیستگاه این پلنگ سانان زیبا را هم ناامن و حقوق واقعی شان را پایمال می کنید.

جنگل های تهران هم غم ما را دارند، هم غم مسئولان

جنگل های تهران بسان همان شیر پیر خفته در بیشه اند که دیگر نه دندان بُرنده دفاع از خود را دارند نه چنگال تیزی که حقشان را از پایتخت نشینان بستانند، اما خوب شیر، شیر است. آنها فقط مانده اند تا روزی که مرگشان به طور کلی رقم بخورد و دیگر نباشند. جنگل هایی که در میان ده ها پارک نوظهور مصنوعی به حاشیه رفته اند و دیگر جذابیتی برای مردم عادی ندارند و نه تنها مردم که حتی مسئولان هم فراموششان کرده اند.

جنگل هایی که درختانش از فرط تشنگی برگ هایش سرخ و زرد شده و از کم آبی رنج می برند، لویزان همیشه خزان است، چیتگر و سرخه حصار هم. مشکلی که مسئولان محیط زیست و شهرداری تهران هنوز چاره ای برای آن نیافته اند و با توجه به افزایش دمای هوا در روزهای تابستان، طی سال های اخیر امکان آتش سوزی آنها پیش بینی شده است. آتش سوزی جنگل های گلستان در دو سال گذشته و جنگل بلوط ایلام در سال جاری زنگ هشداری است برای جنگل های دیگر در سایر استان ها.

محمودرضا دهقان منشادی، کارشناس محیط زیست و مدیر روابط عمومی اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان تهران درباره علت اهمیت جنگل ها و مراتع گفته است: «درختان و توده های جنگلی با گسترش ریشه خود در زمین جلوی حرکت خاک را می گیرند و مانع از فرسایش آن می شوند، در نتیجه خاک حاصلخیزی که برای زراعت به آن احتیاج داریم از دسترس خارج نمی شود. در حالی که زمین های عاری از پوشش گیاهی به دلیل فرسایش بادی و آبی و تبخیر زیاد به سرعت خاک سطحی خود را از دست می دهند و به صورت بیابان و کویر درمی آیند.» با توجه به این استدلال دهقان می توان بخشی از علت گرد و غبارهای اخیر تهران و دیگر استان ها را از بین بردن جنگل ها و مراتع طبیعی دانست.

مشکل دیگر این جنگل ها که در مشاهدات عینی می توان آن را دید، ناامنی ناشی از حضور معتادان، خرده فروشان مواد مخدر و اراذل و اوباش هر منطقه است، گزارشی که سال 92 از جنگل های لویزان در شورای شهر تهران مطرح شد و شکایات پیاپی مردم شیان از آسیب های اجتماعی در این جنگل مصداق و شاهد همین موضوع است. همچنین جستجویی در خبرگزاری ها و سایت های خبری نشان می دهد بیشترین میزان قتل ها و جرائم اجتماعی در دل این بوستان های قدیمی رها شده رخ می دهد.

و اما معضل بزرگی که جنگل های تهران را تهدید می کند بحث توسعه شبکه های راه و ترابری است، به طور مثال در یازدهم خرداد امسال، سازمان جنگل، منابع طبیعی و آبخیزداری استان تهران اجازه داده که بخشی از پارک جنگلی سرخه حصار برای اجرای بزرگراه شهید شوشتری در اختیار شهرداری گذاشته شود که بعد از رسانه ای شدن مورد بحث و چالش قرار گرفت و تا امروز این عملیات متوقف شده است.

مهم تر این که بوستان های جنگلی از نبود یک مدیریت واحد و مشترک بین سازمان محیط زیست، منابع طبیعی و شهرداری تهران رنج می برد، آنجا که بحث تملک پیش می آید هیچ یک از دستگاه های مذکور حاضر نیست سند را به نام دیگری بزند، اما وقتی پای آبیاری و حفظ و نگهداری پیش می آید همه پا پس می کشند و وظیفه را بر دوش دیگری می اندازند. بدتر آن که در طول سه دهه اخیر نه تنها طرحی برای توسعه این منابع طبیعی غنی وجود نداشته بلکه هر دستگاهی به سهم خود تن جنگل را زخمی کرده و از دل آن مجتمع مسکونی و برج و تفرجگاهی درآورده. بیچاره جنگل ها هم غم نداشتن ما را دارند و هم مسئولان را.


منبع: تابناک

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

در همین زمینه